یک شب دلــــم بهانـه کرببلا گرفــت

یک شب دلــــم بهانـه کرببلا گرفــت
قلبم شکسـت و دور و بـرش را خدا گرفــت

پس پـا شدم بـه نیــت روضـه ، که ناگـهان
دیدم بهشت آمـد و دست مــــرا گرفت

ای زائری که مـی روی آهستـه تر بـرو!
شوق غـم حسین ،مــرا هم فــرا گرفت
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

🖤 قفس سیاهپارت دوازدهم | ملاقاتلانا تمام شب خوابش نبرد.پیام ...

پسر بد (61)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط