من همون جزیره بودم،خاکی و صمیمی و گرم،واسه عشق بازی موج ه

من همون جزیره بودم،خاکی و صمیمی و گرم،واسه عشق بازی موج ها،قامتم یه بستر مرگ ...
یه عزیز دردونه بودم ، پیش چشم خیس موج ها،یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا.....
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی...
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی!!!!!
دیدگاه ها (۲)

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

پارت ۵۵

زیبای کوچک فریبکار

dark life = 38

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

جزیره تقدیم به شیدای وجودم... من همون جزیره بودم... خاکی و ص...

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ،               واسه...

من همون جزيره بودم خاكي و صميمي وگرم. وسه عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط