دلم گردیده از خون شدم ماننده مجنون

دلم گردیده از خون شدم ماننده مجنون
چرا از شهر عشقت مرا تو کردی بیرون
ولی،
باز خاموش می سازی صدایم
ای رفیق بی وفایم💔🚶
دیدگاه ها (۰)

درکل همه انسانیم هیچ کس ز کسبرتری نداره مثال اگر اون می‌تونه...

ما مثل آن دسته از بندگان خدا نبودیم🫴که بخواهیم دختر ندیدم و ...

کنون دلت را از من پس گرفتیتو بودی جستجویمدگر حرفی من همرایت ...

دلم را که بورده ای کردی رهایمچرا ای دلربایمچرا اینگونه داده ...

عشق شرطی

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط