اگر که درد ،

اگر که درد ،
از این گریه تا عصب برسد ...
اگر که عشق ،
لبالب شود به لب برسد .
 
که سال ها بدوی ،
.......... قبل خط ّ پایانی .
یواش ...
سایه ی یک مرد از عقب برسد .
 
شبانه گریه کنی ،
تا دوباره صبح شود .
که صبح گریه کنی ،
تا دوباره شب برسد !
 
که هی سه نقطه بچینی ،
اگر ... ولی ... شاید ...
کسی نمی آید ، نه !
.......................... کسی نمی آید .
دیدگاه ها (۳)

دِلْ تنگے اَم را با فاصلــہ مے نویسَمْـــ تا شاید فاصلــہ اے...

نـَبودپیدا شُدآشِناشـــددوستْ شُــــدمہر شُـــــــــــدگرمْ ...

بہ سیم آخر ساز میزنم امشببہ کوری چشم دنیاڪہ ساز مخالف میزند ...

دیگه نه بحث میکنم،نه توضیح میدمنه توضیح میخوام..نه دنبال دلی...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

داستان عاشقانه جدید

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

فاصله یک لبخند تا جنون

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

رمان تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط