فرشته ی من🕊🌟
فرشته ی من🕊🌟
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
<ویو لیا>
به سمت آشپزخونه خونه رفتم یه بسته نودل اماده از توکابینت برداشتم شروع کردم به درست کردنش بعد از چند دقیقه که آماده شد خیلی فلفل ریختم توش....
عالیه حالا جیمین هان میکنیم رئیس کیه،
رفتم گذاشتم جلوش
×بفرما داداش جونم
_چته چرا عجیب شدی🤨
×هیچی بخور
_چرا انقدر قرمزه
×مال سسشه ...
_اوکی..
شروع کرد به خوردن کلی لقمه ی اول رو قورت نداده بود به سمت دستشویی رفت
منم با یه لبخند شیطانی رفتمپیشش
_ایی..سوختم...که فلفل میزی توش ها؟
×وای..نه...من نریختم خودش با در اوراده رفته داداشی من نبودم😔
_دعا کن نگیرمت
تا اینو گفت فرار کردم
تنها کسی که اللن
میتونه کمکم کنه رزیه
رفتم سمت اتاق رزی درشو محکم با پا باز کردم و رفتم اونور تخت رزی
جیمین هم اومد
_ای نامرد..بیا بریم بیرون خوابه بیدار میشه کارت ندارم
داشت میومد نزدیکم
×ببین نمیام بیرون قورتم میدی....نزدیک نیا جیغ میزنم
داشت اروم اروم میومد
_بیا بریم بیرون خودمون حلش میکنیم
دهنمو باز کردم که جیغ بزنم یهو پردیس اومد سمتم که دهنمو بگیره ولی پاش به لبه ی تخت گیر کرد
وووووو
چه صحنه ای
گوشیم کوووو
عکسسس
<ویو جیمین>
رفت توی اتاق رزی
منم دنبالش کروم
خدایا بیدارش نکنه
وقتی رفتم تو اونور تخت رزی وایسا بود
بهش گفتم بیاد اینور داشتم میرفتم نزدیک اروم اروم تا بگیرمش ولی گفت جیغ میزنم
خب اگه جیغ بزنه رزی بیدار میشه
خستش
دهنشو باز کرد که جیغ بزنه پ
منم سریع رفتم سمتش تا جلوی دهنشو بگیرم جیغ نزنه تا رزی بیدار نشه
پام گیر کرد به لبه ی تخت و افتادم...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ادامه دارد....
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
<ویو لیا>
به سمت آشپزخونه خونه رفتم یه بسته نودل اماده از توکابینت برداشتم شروع کردم به درست کردنش بعد از چند دقیقه که آماده شد خیلی فلفل ریختم توش....
عالیه حالا جیمین هان میکنیم رئیس کیه،
رفتم گذاشتم جلوش
×بفرما داداش جونم
_چته چرا عجیب شدی🤨
×هیچی بخور
_چرا انقدر قرمزه
×مال سسشه ...
_اوکی..
شروع کرد به خوردن کلی لقمه ی اول رو قورت نداده بود به سمت دستشویی رفت
منم با یه لبخند شیطانی رفتمپیشش
_ایی..سوختم...که فلفل میزی توش ها؟
×وای..نه...من نریختم خودش با در اوراده رفته داداشی من نبودم😔
_دعا کن نگیرمت
تا اینو گفت فرار کردم
تنها کسی که اللن
میتونه کمکم کنه رزیه
رفتم سمت اتاق رزی درشو محکم با پا باز کردم و رفتم اونور تخت رزی
جیمین هم اومد
_ای نامرد..بیا بریم بیرون خوابه بیدار میشه کارت ندارم
داشت میومد نزدیکم
×ببین نمیام بیرون قورتم میدی....نزدیک نیا جیغ میزنم
داشت اروم اروم میومد
_بیا بریم بیرون خودمون حلش میکنیم
دهنمو باز کردم که جیغ بزنم یهو پردیس اومد سمتم که دهنمو بگیره ولی پاش به لبه ی تخت گیر کرد
وووووو
چه صحنه ای
گوشیم کوووو
عکسسس
<ویو جیمین>
رفت توی اتاق رزی
منم دنبالش کروم
خدایا بیدارش نکنه
وقتی رفتم تو اونور تخت رزی وایسا بود
بهش گفتم بیاد اینور داشتم میرفتم نزدیک اروم اروم تا بگیرمش ولی گفت جیغ میزنم
خب اگه جیغ بزنه رزی بیدار میشه
خستش
دهنشو باز کرد که جیغ بزنه پ
منم سریع رفتم سمتش تا جلوی دهنشو بگیرم جیغ نزنه تا رزی بیدار نشه
پام گیر کرد به لبه ی تخت و افتادم...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ادامه دارد....
- ۵.۹k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط