كـودكـانـه

كـودكـانـه

بـه شـانـه هـای مـردانـه ات تـكـيـه كـردم

كـه مـردانـگـی نـداشـت !

شـانـه خـالـی كـردی

سـرم بـه سـنـگ خـورد

بـزرگ شـدم

و ديـگـر مـيـدانـم اعـتـمـاد بـه شـانـه هـای بـاد

يـعـنـی شـكـسـت . .

و فـهـمـيـدم چـشـمـانـت

از هـمـان اول دروغ مـيـگـفـت . . .
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

سناریو تهیونگ

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

مادرم نیست

پدرم نیست ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط