کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید

کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید

کسی تنهایی مارا نمی گرید



دلم در حسرت یک دست

دلم در حسرت یک دوست



دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست

و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی

کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را

بگو ای دوست

بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی

تو حتی روزهای تلخ نامردی

نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی

من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت

من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت

من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد

همان دریا که میگفتی

که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیداشت

بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
دیدگاه ها (۱)

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنه...

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل های لال من شد...

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم حالا که سهم من نشدی کم بیا...

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصــــه پر حا...

من همه دنیا رو بگردم مثل تو پیدا نمیشه نه نمیشهنه هیشکی توی ...

چرا رفتی؟نه... نگو رفتی.همین‌طور ناپدید شدی.کجایی وقتی دلم م...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط