هزار درد مرا،عاشقانه درمان باش هزار راه مرا،ای یگانه پایا

هزار درد مرا،عاشقانه درمان باش هزار راه مرا،ای یگانه پایان باش برای آنکه نگویند،جسته ایم و نبود تو آن که جسته و پیداش کرده ام،آن باش دوباره زنده کن،این خسته ی خزان زده را حلول کن به تنم،جان ببخش و جانان باش کویر تشنه ی عشقم،تداوم عطشم دگر بس است،ز ...
دیدگاه ها (۱)

هزار درد مرا،عاشقانه درمان باشهزار راه مرا ای یگانه پایان با...

🌱 به رسم کرام ‌| «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن ...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

پارت بیست‌وچهارم | پیداش کن...جنگکوک هنوز گوشی شکسته‌ی لیانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط