اعتراف میکنم...

اعتراف میکنم...
وقتی_مذهبی_بودم
بخصوص موقع کنکور! 
هر روز برای نماز مغرب-عشا می رفتم مچد محل. البته نه خیلی محل. یه نیم ساعتی طول می کشید. پیاده ام می رفتم تا همه گناهام بریزه به خاطر این پیاده روی طولانی در رفت و برگشت 
:)))
دیدگاه ها (۱۲)

از سؤال و خستگی پربسته راهم از پس و پیشمانده در بن بست تردید...

و تو ...از همه ی دانسته های جهان ، اگر بدانی  ، چه اندازه دو...

همه باهات فرق دارنبا همه فرق داری برامهرجوری هستی باش ولیهرج...

نوجوان یمنی... اعتراض به حملات عربستان...استیصال و التماس تو...

love in the dark②⑤یک ماه بعدا/تیک ماه گذشته بود. سی روز… ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط