انقد کشیدم که نمیگیره خندم با چشمم قفلم به این آتیش رو فن

انقد کشیدم که نمیگیره خندم با چشمم قفلم به این آتیش رو فندک
ی اتاق تاریک با بوی دود کاری چه بخت گندی داری تو با جیب خالی
نگو که هستیم رنگ مشابه من ی عمره رو صورتم خنده قاچاقه
من مردم پسر ی عقدم که سر تا پای مسیرو همیشه خوردم به سنگ....
دیدگاه ها (۱)

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

ادامه پارت ۱۶

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۰/۵

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

مافیای من

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷²بعد خیلی جدی ادامه داد:هرجا میرم..تو ...

هی!چه فاز سنگینیهمه چی سفید سیاههچیزی رنگی نیبازم منو یه جسم...

هی هی هی هی چه فازه سنگینی همه چی سفید سیاه چیزی رنگی نی باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط