در پیش چشمانت

در پیش چشمانت
شعر اوردم
ببخش جسارتم را
دلبسته ام به شعر
مثل
مادر بزرگ که
قبله نمایش را
با خود به مکه می برد
دیدگاه ها (۱)

چشمانت من رابه جایی می‌برد که هیچ کس جز توراهش را نمی دانست....

چون مهر، بـزرگ و بی نـشانی مادر، آرام دل و عـــــزیــز جـانـ...

یگانه آفریدگار من،تو را سپاس می گویم که مرا از تمام وابستگی ...

🍁در اولین پنجشنبه پاییز✨به یاد مسافران بهشتی،🍁تمام سفرکرده ه...

☆دل سپردم بر دلت دلدار من دل دل چرادل بده بر دل ز دل با دل س...

مادرجان😔🖤روزهاست رفتی اماهنوز ساز دلم به یاد چشمانتکوک می شو...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

گر ز چشمانت بگويم شعر بی‌پايان شودگر ز موهايت بگويم رازِ شب ...

مادر که می‌میرد..........، فقط مادر نمی‌میرد… یک تکه از خودت...

آسوشیتد‌پرس: بزرگ‌ترین نمایش ایستادگی ایرانیان از آغاز جنگ ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط