الهے

الهے
برای شانه های خسته
قدری عشق
برای گام های مانده در
تردیدقدری عزم
برای زخم ها مرهم
برای اخم هالبخند
وبرای ظلمت جان روشنایی عطافرما بفرماییید
دیدگاه ها (۱)

.ﻟﺤﻈﻪ ے ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ!!ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻧےﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭے...ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﻐﻠﺖ ﻣےﮐﻨﻪ ﻭ ...

یه وقتایےهست که جواب همه نگرانیات و دلتنگیاتمیشــه یه جملهکه...

سخته فراموش کردن کسےکه با اون همه چیزو همه کس رو فراموش میکر...

بعد تو هر شببه حافظ من توفال میزنم"یوسف گمگشته..."درفالم نما...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

گاهی عشق شبیه نبرد نیست، شبیه ماندن است...شبیه آن آدمی که نم...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط