دوستان اینچ باید دیروز میگفتم ولی چون پست و استوری نمی‌تو

دوستان اینچ باید دیروز میگفتم ولی چون پست و استوری نمی‌تونستم بزارم و الان درست شده باید بگم(به خاطر باگ ویسگون)
دیروز که داشتم درس میخوندم
رفتم یه نگاهی به لاکپشتم بندازم
همیشه این کارو میکنم
دیدمش تکون نمی‌خورد با مداد یکم اینور اونورش کردم ترسیدم
برش داشتم لاکش خیلی نرم شده بود
قلقلکش دادم هیچ دست و پاش تکون نمی‌خورد
بیشتر ترسیدم بردمش پیش مامانم با گریه زاری
تو اینترنت علامت های مردن لاکپشت رو سرچ زدیم
مطمعن شدیم مرده
بعد دوباره بردمش پیش بابام
یه چکابش کرد
اونم مطمعن شد مرده
کلی خاطره داشتم باهاش
عین درد مرگ پسر و مادر میمونه
امروز میریم خاکش میکنیم
بغل لاکپشت پارسالیم که اونم مرد ولی اون دختر بود
هعی😞
الفاتحه🗿💔
دیدگاه ها (۲۶)

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁶ | پارتـ ⁶📜 𝖕𝖔𝖛 ...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

عشق با نفرت پارت ۲ جیسو: وقتی وارد کلاس شدم دیدم جمین هم دا...

منشی جدید شرکت

وانشانت مافیا جیمین (پارت ۱۴).

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط