صبـح با صدای نفس هایش اگر بیدار شدی ،

صبـح با صدای نفس هایش اگر بیدار شدی ،
ساده گذر نکن ...
خودت را مچـاله کن در آغوشش ...
چشمهایت را ببند ...
و گوش بسپار .. ! " زندگی " خلـاصه می شود در همین دم و بازدم هایش ...
پیشانیش را ببوس ! انقدر محکم که بیدار شود
و سیر تماشا کن لبخندی را که قبل از باز شدن چشـم هـایش روی لبانش می نشیند ...
خیره شو در آن چشمهای خواب آلود و خواستنی
و آرام بگو :
" صـبح بخیر عزیز روز و شــب من .. " ♥
شب که شد باز هم چشم هـایش را خوب نگاه کن
و خستگی چشم هـایش را بفهـم ...
دستانش را بگیر و بلند و شمرده بگو :
تـو بـرای مـن خـواب آلــود و خـسـته و پریشان ، " تـــو" هستی ...
نفس می کشی ...
نفس می کشم ...
به همیـن سادگـی ...

Arezoo ♥
دیدگاه ها (۱)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

پارت 5

سناریووو

آخرین بحث پارت ۲۴

دردسرهای بچه داری پارت۳

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

سناریووووو

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

رز آبی پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط