امـروز خـیلی حـالم بـد بـود ): داشـتم بـا خـدا حـرف میـزد

امـروز خـیلی حـالم بـد بـود ): داشـتم بـا خـدا حـرف میـزدم گفـتم: آخـه خـدایا چـرا مـنو آفـریدی ؟؟ اصـلا دلیـل خـلقت مـن چـی بـود ؟؟ :/
.
.
.
.
.
.
.
.
ندا آمد که :

آخـه تـو محـشری از هـمه سـری .. {-106-}

تـو یـه افسونگـری یا حـور و پـری ...
دیدگاه ها (۳)

رمان ارام باش

واقعا چرا،؟برا چی اخه؟ چیکار کردم که خوشتون نمیاد باهام وقت ...

شاهزاده دوست داشتنی من

آقا یعنی چی مامان من میگه نوئل زشته__ من با چه عقلی اون موقع...

از شدت درد و ناچاری به نحوی باید به کسی میگفتم اینو واقعا دا...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط