((( قصّه گو )))

((( قصّه گو )))
ای دل از آن سفرِ کرب و بلا قصّه بگو .
از دیارِِ ستم و جور و جفا قصّه بگو .

همچو یک بام بُوَد کرب و بلا , با دو هوا .
از سرا پرده یِ گلزارِ وفا قصّه بگو .
س
گاهی از غیرت و مردانگیِ سقائی .
گاهی از رأسِ بریده ز قفا قصّه بگو .

گاهی از تیرِ سه شعبه , به لب و حنجره ای .
گاهی از زینتِ آن تشتِ طلا قصّه بگو .

عقده هایِ دلِ خود زا , بده از سینه برون .
گاهی از شامِ غریبانِ بلا قصّه بگو .

گاهی از سوز و تبِ عابدِ بیمار و حزین .
گاهی از محنت و دَردِِ اسرا قصّه بگو .

گاهی از دعوتِ عشّاقِ دلارایِ خدا .
گاهی از کوفیِ بی شرم و حیا قصّه بگو .

* کاروان بارِ سفر بست , چو از مقتلِ یا ِ
از غم انگیز ترین بانگِ درا قصّه بگو .

از دلِ غمزده یِ سنگِ صبورم زینب .
هم از آن خطبه یِ شیوا و رسا قصه بگو .

از شبِ قدر و هم از آن شبِ معراجِ نبی.
هم از آن میمنتِ غارِ حِرا قصّه بگو .

هم از آن هجرتِ جانسوز در این ماهِ صفر .
هم ز آلامِ حسن هم ز رضا قصه بگو .

ای دل از لیلِ مبیت وهم از آن بدر و حنین.
از وفا داری آن شیر خدا قصه بگو.

گاهی از مسجد و محراب دعا در کوفه .
از مناجاتِ شبِ شیر خدا قصه بگو .

گاهی از مانده تنِ بینِ در و دیواری .
گاهی از آن کمر گشته دوتا قصه بگو .

هم از آن باقر و هم صادق و هم موسیِ او .
از تقیّ و نقی آن دلبرِما قصه بگو .

چون رسیدی تو به دربارِ امامِ عسکری .
از غمِ دوریِ آن کنزِ خفا قصه بگو .

گاهی از سوره یِ زلزال و گه از نفخه یِ صور .
گاهی از هیبتِ آن روزِ جزا قصه بگو .

بهرِ املایِ دگر , مرغِ همایون به عظیم .
همزمان با گذرِ بادِ صبا قصّه بگو .
===================
شعراز عبدالعظیم عربی = خوزستان .
دیدگاه ها (۱۲)

((((( خواهرم )))))محنت از دوران کشیدی , خواهرم .هجرت ...

((( شیر زنِ اسلام )))ای که چون طایفه یِ شمس و قمر خوش...

( به نامِ او , که در مخروبه یِ شام )( حریمِ کودکی , گشته ...

نوحه برای سینه زنی .کپی کردن کاملا آزاد است. ((( شِکوِه ه...

عاشقانه

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

دلتنگ مقام هستی بنویس " یا علی اکبر "توفقط‌اذان‌بگو...شب هشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط