باید کتاب را بست

باید کتاب را بست
باید بلند شد؛
در امتداد وقت قدم زد؛
گل را نگاه کرد.
ابهام را شنید...
باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید...
باید نشست؛
نزدیک انبساط
جایی میان بی خودی و کشف ...
#سهراب_سپهریe
دیدگاه ها (۰)

صبح است...☀️ باید بلند شـد در امتدادِ وقـت قـدم زد گل را نگا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁵ویو جونکوک____________ر...

قسمت پانزده

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

سایه ای در راهرو های نقره ای

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط