شعر رهاییست .

شعر رهاییست .
قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان‌که ببینی

یا چیزی چنان‌که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن
دیدگاه ها (۱)

احمد رضاییمن شعر را دوست دارم .برایم شرقی وغربی هم فرقی ندار...

کار دیگری نداریممن و خورشیدبرای دوست داشتنت بیدار می‌شویمهر ...

جادوی لبخندشما که زیبایید تا مردانزیبایی را بستایندو هر مردی...

Hey uLove ituntil theLove you

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

✿ در دیگران می‌جویی‌ام اما بدان ای دوست این‌سان نمی‌یابی ز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط