شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد.

شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد.

به بهلول گفت: هیچ شباهتی بین من و تو هست؟

بهلول گفت: البته که هست.

مرد ثروتمند گفت: چه چیز ما به همدیگر شبیه است،

بگو! بهلول جواب داد: دو چیز ما شبیه یکدیگر است،

یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است و دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است.!


کوردان مانا
(تیریژ)
دیدگاه ها (۱)

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت چهار.صدای خنده ی مرد تو اتاق پی...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت هشتم: نفرینِ دودات با صدای خ...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهارم 𓆪 🖤🥀...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

فاصله یک لبخند تا جنون

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط