به مرگ گرفتی مرا

به مرگ گرفتی مرا

تا به تبی راضی شوم

کاش “میفهمیدی”

به مرگ راضی بودم وقتی که

تب می کردم از ندیدنت !!!
دیدگاه ها (۱)

این روزها میگذرند از پیچ همان کوچه ،پر از دلشوره های خاکستری...

‏گاهی میترسی هیچکس اون نشه برات؛گاهی ام میترسی همه شبیه اون ...

جدا شدن از هر جمعی بدان معنا نیست که : شما طرد شده اید!بلکه ...

زندگی کوچه سبزیستمیان دل و دشتکه در آن عشق مهم است و گذشتزند...

وقتی بچه بودم این سکانس و درک نمی کردم کاش هنوزم درک نمی کرد...

من برمی داشتم به عنوان صندلی واسه عروسکام استفاده می کردم وق...

ای فلک بر من همین نقش غریبی باختیبا مراد خیش بودم بی مرام سا...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

می‌خوام در آینده لیست انیمه محبوب خودمو بزارم مخصوصا اونایی ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

رها💔اگر روزی مرا در آغوش مرگ یافتید بدانید که تمام وجودم به ...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط