تو آرام امدی

تو آرام امدی
نرم و بی صدامثل قطره های باران
بر قلبم چکیدی
بسان برف آرام آرام در من ذوب شدی
 تکه ای از وجودم شدی
در این سنگستان نمیدانم تورا چه بنامم 
تو که امدی آرام شدم
چیزی در درونم خواند زمزمه کرد
" این آغاز دوست داشتن است"
دیدگاه ها (۲)

وقتی لب تو خنده زد

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

سناریو از دشمنان تا عاشقان

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط