دختر کوچولوی ملوس دو تا سیب در دو دست داشت. در این موقع م

دختر کوچولوی ملوس دو تا سیب در دو دست داشت. در این موقع مادرش وارد اطاق شد. چشمش به دو دست او افتاد. گفت، "یکی از سیباتو به من میدی؟" دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب و سپس آن سیب. اندکی اندیشید. سپس یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب. لبخند روی لبان مادرش ماسید. سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش نومید شده است. امّا، دخترک لحظه‌ای بعد یکی از سیب‌های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت، "بیا مامان این سیب شیرین‌تره!" مادر خشکش زد. چه اندیشه‌ای به ذهن خود راه داده بود و دخترکش در چه اندیشه بود.

هر قدر باتجربه باشید، در هر مقامی که باشید، هر قدر خود را دانشمند بدانید، قضاوت خود را اندکی به تأخیر اندازید و بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد.
دیدگاه ها (۱)

کاش

زتگ تفریح

‍ 🔴 ⚫ ️ زنده شدن دختر فوت شده کرجی در مراسم ختمش 😱 😱 💢 رکن...

مام یه بار با تراکتور یه هویی الان۹:۰۰ 1395/8/26

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۵ صدای جیغی گوش خراش از طبقه بالا...

🧁 پارت دهم | یک آرزوی کوچکصبح روز بعد، لیانا طبق معمول زودتر...

فیک : بین راندها

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

فیک : بین راندها

نام: قرارداد نفرتPart:⁵⁰چند ساعت بعد...ا/ت و جونگکوک خریدهاش...

فیک : بین راندها

جنگل نفرین شده پارت ۷

دردسر های بچه داری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط