PART 6

( ا/ت ویو )
رفتم دستشویی و دست و صورتمو رو شستم که یهو یه دستی رو شونم حس کردم و فکر کردم تهیونگه پس بهش هیچی نگفتم ولی هرچی صداش زدم چیزی نگفت که یهو رومو برگردوندم اون تهیونگ نبود ...
مرد : خوشگله میخای یکم خوش بگذرونیم که یهو دستش رو گذاشت رو دیوار و من رو گرفت
( تهیونگ ویو )
چقدر ا/ت دید کرد برم ببینم چیشده !
ا/ت : جیققققق
سریع بدو کردم برم تو دستشویی که ببینم چی شده دیدم که مردیکه پف...ک...( راوی : دارم سانسور میکنم 😔🤝🏻 چه ادمین خوبی هستم )
با لگد زدم تو کلش و ا/ت رو بردم .
تهیونگ : چیشده به جاییت دست زد ؟!
ا/ت : هققق نه هققق ممنون که هقققق نجاتم دادی هقققق
تهیونگ : بیبی گریه نکن بیا بریم خونه .
ا/ت : باشه هقققق
تهیونگ ا/ت رو براید استایل بقل میکنه .
ا/ت : عه ولم کنننننن .
تهیونگ : چیشد تا همین الان که داشتی گریه میکردی .
_______________________________________
چیه نکنه بقلم بهت احساس امنیت میده ؟! ( پوزخند )
ا/ت : چه اعتماد به نفسی داری .
تهیونگ : بیبی گرل فعلا حرفی نزن و تو بقلم بمون .
ا/ت : .....
تهیونگ : سکوت نشانه ی رضایت است ( خنده )
ا/ت : گگگگگ ( داره اداشو در میاره )
( پرش زمانی ۲۰ مین بعد )
بعد از ۲۰ مین .....
دیدگاه ها (۰)

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط