ای خدا کاش که من، یک کبوتر بودم

ای خدا کاش که من، یک کبوتر بودم
روی آن گنبد زرد، شاد می آسودم
میزدم بال و پری، دور تا دور #حرم
از دلم پر میزد، ماتم و غصه و غم

امشب میرم #زیارت...نائب الزیاره دوستان
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

part : 1855 لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرازشون فاصله گرفتم که لب ز...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط