Forbidden Weakness

Forbidden Weakness
ضعف ممنوعه
فصل دوم
p.7
(روایت از زبان جونگ کوک)


چند ثانیه به صفحه گوشی خیره موندم.

- تو قرار نیست بری.

ا.ت سریع نگام کرد.

+ چی؟ کی؟ کجا؟

- کتابخونه.

+ ولی...

- کوفت، گفتم نمی‌ری. مردم زن دارن مام زن داریم

ا.ت چیزی نگفت.
گوشی رو روی میز گذاشتم و دوباره پیام‌ها رو نگاه کردم.
یه چیزی این وسط درست نبود.
اون آدم قبلاً فقط تهدید می‌کرد.
ولی حالا برای ا.ت قرار می‌ذاشت.
یعنی چی می‌خواست؟
گوشی رو برداشتم و به یکی از افرادم زنگ زدم.

- یه آدرس برات می‌فرستم. می‌خوام قبل از ساعت پنج، کل اطراف اونجا رو بررسی کنی. (جدی)

چند لحظه گوش دادم.

- و یه چیز دیگه... هیچ‌کس نباید بفهمه داریم دنبالش می‌گردیم.

تماس رو قطع کردم.
ا.ت هنوز ساکت کنار پنجره ایستاده بود.

- چرا اون کتابخونه؟

+ قبلاً زیاد می‌رفتم اونجا.

- فقط همین؟

چند ثانیه مکث کرد.

+ قبل از اینکه پیام‌ها قطع بشه... اون شخص یه بار گفت اگه بخوام می‌تونم اونجا پیداش کنم.

نگاهم رو بهش دوختم.

- و تو هیچ‌وقت نرفتی؟

+ نوچ

گوشی ا.ت دوباره لرزید.
هر دومون همزمان برگشتیم سمتش.
ا.ت صفحه رو باز کرد.
این بار فقط یه عکس بود.
عکس جلوی خونه‌مون.
همین امروز گرفته شده بود.
زیر عکس نوشته بود:
"فکر کردی نمی‌دونم جونگ‌کوک هم وارد ماجرا شده؟"

برای چند ثانیه هیچ‌کدوممون حرف نزدیم.
بعد پیام جدیدی اومد.

"پس بذار بازی رو سه‌نفره کنیم"

این بار دیگه مطمئن شدم.
اون فقط ا.ت رو زیر نظر نداشت.
من رو هم زیر نظر گرفته بود..............
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۱)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعه فصل دوم p.8 (روایت از زبان ا.ت)...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعه فصل دوم p.9 (روایت از زبان ا.ت)...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.6 (روایت از زبان جونگ ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.5(روایت از زبان جونگ کو...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_9···[ " جونگ‌کوک از BTS در جلسه تجار...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.2(روایت از زبان ا.ت)چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط