فیک عشق دردناک من

فیک عشق دردناک من

part3
ویو آهوم

درحالی که با استرس تو اتاقم بودم راه میرفتم
پدرم گوشی رو ازم گرفته بود و قرار بود فردا ازدواج کنم اونم با پسر خانواده جئون که یک ذره هم بهش علاقه نداشتم با گوشی ا/ت ازش گرفتم و زنگ زدم به جیمین بعد دوتا بوق جواب داد
جیمین: بله بفرمایید
آهوم: الو جیمین منم آهوم
جیمین: عشقم آهوم حالت خوبه دلم برات تنگ شده چرا گوشیت خاموشه اگه بهم زنگ نمیزدی میمودم دم......
با استرس حرفشو قطع کردم
آهوم: جیمین عزیزم ببخشید نگرانت کردم میدونم نگرانت کردم ولی الان وقت این حرف ها نیست اگه امشب منو و تو از اینجا فرار نکنیم پدرم منو به جئون جونگ کوک میده
جیمین: پدرت غلط....
حرفشو ادامه نداد گفت
جیمین: آهوم نمیخوام بی احترامی کنم.... مثل ادم تعریف کن بگو چی شده با اعصابم بازی نکن
این بار اشکم جاری شد
آهوم جیمین خواهش میکنم بیا منو از اینجا ببر. نمیخوام با جونگ کوک ازدواج کنم پدرم داره مجبورم میکنه که....
جیمن پرید وسط حرفم
جیمین: آهوم عشقم باشه باشه قشنگم لطفا نزار اشکای مرواریدی جاری بشه تو مال منی کسی ترو نمیتونه مجبور کنه من میام
خوشحال شدم گفتم
آهوم باشه منتظرم زود بیا ساعت 2:30اینجا باشه اون موقع همه خوابیدن میام حیاط پشتی عمارت اونجا باش
جیمین: باشه قشنگم تو استرس نداشته باش نگران نباش
صدای کیلید اتاق امد زود گفتم
آهوم: جیمین یکی داره میاد باید قطع کنم دوستم دارم
جیمین: من عاشقتم
زود گوشی قطع کردم و گوشی رو پشتم قایم کردم که در باز شد
ا/ت بود سرشو اورد تو با استرس گفت
ا/ت: خواهری گوشی رو زود بده تا پدر نفهمیده برگشته
گوشی رو بهش دادم
خواهر کوچولوم فکر کنم دیگه نتونم ببینمت خواست بره که دستش گرفتم گفتم
آهوم......
چطور بود ؟ لایک و کامنت فراموش نشه حتما نظرتون رو بگید 🤍 و اینکه ممنون میشه یه سر به پیجم بزنید
(گزارش کردن شما نشان دهنده فشاری شدن و سوختن شماست)
دیدگاه ها (۷)

شخصیت های فیک عشق دردناک من راجب. دختری 18 ساله ای به اسم ک...

BTS scenarioوقتی لباس باز میپوشیجیمین:این چیه پوشیدیات:خوشگل...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط