بهار

بهار

به هیچ دردی نمیخورد...

از پس این همه زمستان

فقط تو برمی آیی :(
دیدگاه ها (۱)

ای خدادردی که دادی،به صبری که دادی نمیخورد

گاهی رها کردن نه از بخشش می آید و نه از خشم؛ از فهم این حقیق...

گفت :منتظرم باش برمی گردممن منتظر نماندماو هم نيامدو اين مرگ...

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

ولی این کمیک بد دردی داره...

تو یکجور ستاره ایی

این سکانس چه دردی داره😢🫠

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

دیگه‌تمام‌شد‌تمام‌‌پاییز‌و‌زمستان‌و‌بهار‌خود‌را‌کجا‌میگذرانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط