کاش می شد غزلی گفت که موهای تو در آن باشد،

کاش می شد غزلی گفت که موهای تو در آن باشد،
باد شاعر می شد،
شعری از نو می گفت.
هرچه آرایه ی زیباست در آن جا می شد،
رنگ موهای تو تشبیه شبی زیبا باد،
موج موهای تو با قافیه ها می رقصید
باد عاشق می شد. ...
دیدگاه ها (۱)

بر سر میز من سه فنجان ست فنجان اول مرهم دردهایم ...فنجان دوم...

به خاطر این فنجان چای هم نمی آیی ؟

نمی بینمتهرچندتوراجست وجو می کنمبیشترگم می شوی!میان ردپاهایم...

آمدن حادثه استرفتن نیز هممیان این دو گاهی٬تردید و انتظارآمدن...

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهرِ مقصودچه دانستم که این دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط