از توی اتاقم ، اگر گردنم رو‌کج کنم ، آنقدر که درد بگیرد ،

از توی اتاقم ، اگر گردنم رو‌کج کنم ، آنقدر که درد بگیرد ، بعد دستم رو بذارم رو میز و کمرم رو هم خم کنم و چشمام رو صاف به جلو بدوزم ، میتونم منبع گاز سوخته ای رو ببینم ،  دو هفته پیش بهش موشک خورد .
اما اگر دستم روی برگه ها لیز بخورد و با آرنج روی میز فرود بیایم ، فقط یک درد مفصل نصیبم میشود .
به خودم که میایم ظهر شده است و هنوز به بیرون پنجره خیره شده ام .
و هنوز مات هستم .
بعد در باز شد و دوستم به داخل آمد ، کت و شلواری کهنه ، پوشیده از خاک گرم به تن داشت .
پاکت ها را کنار زد ، دو بطری روی میز گذاشت .
یکی را باز کرد و بو کشید.
با صدای خمار گفت : سلامتی روزهایی که ....
بوی الکل در اتاق پیچیده بود .
کت و شلوار گرمش چشمانم را سنگین کرده بود ، آن عطر گرم و ارزان قیمتش ، گفت خب سلامتی کدام خری ؟
زیر لب گفتم  :ذسلامتی خودکشی .
برگشت به من نگاه کرد ، چشمانش درشت شده بودند .
پرسید که چی ؟
گفتم ، که خودکشی می‌گفت تو ادامه بده ، آخرش من هستم .
آهان ، که یعنی برو هر گوهی میخواهی بخور ...
خندیدم و گفتم آره ، آخرش مرگه دیگه .
بطری جلوی لب هایش بود ، گفت آخه جراتش رو نداری بعد آن را بالا کشید .
پوزخند زدم .
گفتم خیلی چرند میگی ، امشب می‌خوام تو سرم شلیک کنم .
ولی او همانطور بطری را توی دهنش نگه داشته بود ، معلق در هوا .
چشمانش به من خیره شده بودند .
نمیدانم چرا لبخند زده بودم و باعث شد او بخندد و کلی الکل روی میز ریخت .
فریاد زدم چیکار می‌کنی ؟
دستپاچه گفت ببخشید ببخشید و سریع رفت بیرون و دم در من یک اردنگی بهش زدم .
صدای ناسزا و خنده هایش از کوچهٔ کنار اتاق می‌آمد .
بعد برگشتم و چندتا برگه رو انداختم روی میز تا الکل خشک بشود .
تا بعد از ظهر بوی کثافطی میگرفت .
بعد که خندهٔ سرسام آور او از سرم بیرون رفت ، به اسلحهٔ درون کشو فکر کردم .
دیدگاه ها (۲)

ساعت ۱۹:۵۶باد عصر به صورتم میخورد .چشمامو یکم‌ می‌بندم ، باد...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

فکر کردم .عمیق !عمیق تر و بعد فریادی زد در سرم و همه چیز پود...

چپتر یازدهمدروغ شیرین وقتی بهتر شد حتما ازش می پرسم !نگاهم ر...

دختر بد (سناریو جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط