خیال تو

خیال تو
از دیشب در هوای خیالت آرام گرفته ام
و امروز صبح که از خیابان رد می شدم دیدمت !
از بین جمعیت آمدم که خودم را به تو برسانم
به تو که فاتح قلبم هستی ...
روی پله های مسجد نشسته بودی و به آسمان نگاه می کردی
به محض رسیدنم همچون نوری شگفت به آسمان ها رفتی
مهربان سفیدپوش من !
چشم هایم سنگین است
پاهایم سنگین تر
دلم اما سبک تر از برگی در آغوش نسیم ...
بی شک بارها و بارها تو را خواهم دید
بی آنکه از پلکان ابری بالا بروم یا به افق خیره شوم
این را حتی آسمان غبار گرفته ی اینجا هم می داند
... اما عزیزترینم برای یک بار هم که شده بگذار به معصومیت تو نزدیک شوم
سگرمه هایت را در هم مکش !
تاوان این عشق را - هر چقدر که باشد - می پردازم ...
دیدگاه ها (۱)

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

بو منیم وطنیم، بو منیم ائلیم جانیمدان عزیزدیر توپراغیم دیلیم...

اصیللری اوز قالاسیجاوانشیرین بَذ قالاسیباکی‌داکی قیز قالاسیت...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

شعرهایی از رفیق صابر

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒘𝒐────⟡────یک روز، هنگامی که خورشید با رنگ‌های نارنجی ...

درخواستی تهیونگ موضوع : اسلاید دوم پارت اولباران پاییزی با ق...

「君の声が聞こえない」صدای تو را نمی شنوم🍃🎆Part 4کائده:چند روز گذشت.نه ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

روز آتش نشان بهانه‌ای اسـت. برای تجلیل از آنانی کـه در بینِ ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط