برای تو
#برای تو
برای دلتنگی هایم...
گاهی دلتنگی فقط این نیست که کسی نباشد،
گاهی دلتنگی یعنی باشد، اما بیخبر…
یعنی اسمش در قلبت زنده باشد،
اما ردّی از بودنش در روزهایت نباشد.
من با همین بیخبریهایت میفهمم
که دلتنگی چقدر میتواند سنگین باشد؛
چقدر میتواند آرام و بیصدا
همهی وجود آدم را پر کند.
مگر نه اینکه عشق یعنی
دلِ آدم برای دلدارش بتپد؟
پس چرا هرچه از تو میگذرد،
بیشتر بین حرفهایت و رفتارت فاصله میافتد؟
من نمیدانم باید حرفت را باور کنم
یا رفتارت را…
چون بعضی وقتها زبان میگوید: «دوستت دارم»
اما سکوت، نبودن، و بیخبری
چیز دیگری را فریاد میزنند.
و من ماندهام
میانِ امیدی که از حرفهایت میگیرم
و زخمی که از رفتارت میخورم…
برای دلتنگی هایم...
گاهی دلتنگی فقط این نیست که کسی نباشد،
گاهی دلتنگی یعنی باشد، اما بیخبر…
یعنی اسمش در قلبت زنده باشد،
اما ردّی از بودنش در روزهایت نباشد.
من با همین بیخبریهایت میفهمم
که دلتنگی چقدر میتواند سنگین باشد؛
چقدر میتواند آرام و بیصدا
همهی وجود آدم را پر کند.
مگر نه اینکه عشق یعنی
دلِ آدم برای دلدارش بتپد؟
پس چرا هرچه از تو میگذرد،
بیشتر بین حرفهایت و رفتارت فاصله میافتد؟
من نمیدانم باید حرفت را باور کنم
یا رفتارت را…
چون بعضی وقتها زبان میگوید: «دوستت دارم»
اما سکوت، نبودن، و بیخبری
چیز دیگری را فریاد میزنند.
و من ماندهام
میانِ امیدی که از حرفهایت میگیرم
و زخمی که از رفتارت میخورم…
- ۳۸۰
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط