شبو روز درون سینه ات پیرمردی در تلاش است تا مجسمه ایی رو

شبو روز درون سینه ات پیرمردی در تلاش است تا مجسمه ایی رویایی از قلبت بسازد عزیزکم سنگ سنگ است چه تندیسی زیبا باشد چه صخره ایی زمخت
دیدگاه ها (۶)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

dark life = 24

تولدت مبارک، سئو چانگبینِ دوست‌داشتنی من! 🐷🐰💗🎂امروز روزیه که...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

جای هر آن چیزی که در دنیا ندارم، دوستت دارمتنها دلیلِ لحظه ه...

جای هر آن چیزی که در دنیا ندارم، دوستت دارمتنها دلیلِ لحظه ه...

نمی‌گویی و می‌سوزی، نمی‌جویی و می‌خواهیبه باطن تشنه‌ی عشق و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط