دیروز بابام داشت گوشت هارو چرخ میکرد بعد منم دست کردم تو

دیروز بابام داشت گوشت هارو چرخ میکرد بعد منم دست کردم تو چرخ گوشت بابام سرم داد کشید گفت بچه دستتو بردار منم خوش حال شدم که بابام تو فکر منه ....
بعد بابام گفت : خب نفهم اگه دستت بره توش دستت قطع بشه میدونی همه گوشت ها خونی میشن بعد نجس میشن اونوقت کلی پول الکی حروم میشه؟؟؟؟
منT_T
بابام:-)
گودزیلای خونمون :-)
دیدگاه ها (۱)

گل خونی پارت 44تهیونگ نوشت اگر جرعت داری به جونگکوک دست بزن ...

P²⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

خنده ی ممنوعه.

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط