بعضی وقتهاسکوت میکنی چون آنقدر رنجیده ای که نمی خواهی حرف

بعضی وقتهاسکوت میکنی چون آنقدر رنجیده ای که نمی خواهی حرف بزنی چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری
گاه سکوت یه اعتراضه
گاهی هم یه انتظار
امابیشترسکوت واسه اینکه هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تودروجودت داری، توصیف کنه
فهمیدم چرا سکوت کردم
دیدگاه ها (۴)

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﯾﮏ ﺑﺮﮔﻪ ﺳﻔﯿﺪ!!!ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﺮﻑ ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻨﯽ!!!ﻭ ﯾﮏ ﺑﻐﻞ...

اخــــــــــــــــــــوم(ಥ_ಥ)

اینجا من هستم؛ سکوتی محض، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ند...

زندگی من آرام میگذشت.اتفاقی نمی افتاد...!تا این که سکوتی تما...

گاهی سکوت میکنی!چون اینقدر رنجیدی که نمیخواهی حرف بزنی... گا...

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

وقتی بزرگ‌تر می‌شی، تازه می‌فهمی دردناک‌ترین زخم‌ها رو همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط