این داستان توی پارک امروز صب اتفاق افتاد

این داستان توی پارک امروز صب اتفاق افتاد
۱_ یه گربه آروم نشسته بود
۲_ یه گربه دیگه داشت از اونجا رد میشد اومد سمت این
۳_ نگاش کرد بدون هیچ حرفی
۴_بازم نگاش کرد
۵_بازم نگاش کرد
۶_ جالب بود هیچی نمیگفت فقط نگا میکرد فک کنم عاشق شده بود خخخخخ
۷_همونجور که داشت نگا میکرد یهو پا شد رفت خخخخخ
دیدگاه ها (۱۳)

سلام سلاااام سلااااااااممن بعد یک هفته اومدم تبلتم خراب شده ...

با این نقشه که کشیدم میخواستم آدرس این پارک که تو نقشمه رو ...

♥♡♥♡♥♡♥

[]عمارت عشق[]Part:7چویا رفت خونه . هیکارو خیلی ازش کار کشیده...

نام:قرارداد نفرت part:²⁵جونگکوک زد زیر خنده.و هر دوتاشون، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط