تند رفت کودکی‌هایِ من

تند رفت کودکی‌هایِ من
با آن دوچرخه‌ی قراضه‌اش
که همیشه‌ی خدا پنچر بود...
می‌خواهم برگردم به کودکی‌هایم به زمانی که؛
تنها چیزی که می‌شکست اسباب بازی‌هایم بود
تنها دردِ زندگی‌ام از زانوهای زخمی‌ام بود
تنها غم زندگی‌ام شکستن نوک مدادم بود
بچه بودیم دل درد‌ها را به ناله می‌گفتیم، همه می‌فهمیدند..‌.

بزرگ شده‌ایم درد دل را به صد زبان به هر کسی که گوییم هیچکس نمی‌فهمد...💔


#زیبا
دیدگاه ها (۱)

🧸🌸 کودکی‌ام را دوست داشتم... ❤️روزهایی که به جای زخم‌های دل،...

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

p28

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط