تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو،

دردش متفاوت باشد ویرانم می کند؛

من از دست رفته ام ، شکسته ام،
می فهمی ؟

به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛

اما اشک نمی ریزم...

پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند...
دیدگاه ها (۱)

بعضی آدمها را نباید با لبخندهایشان قضاوت کرد؛ پشت هر لبخند ج...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

⚖️ هر قانونی، قصه‌ای دارد...قصه‌ای که گاهی در یک واژه پنهان ...

#زندگی#انسان#درد#رنج #نور_الهی#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#روانکا...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

✲ ܢܚ݅ܩߊ ܩܨ ࡅ߳وߊ‌ܝ̇ߺیܥ‌‌ ܦ̇ܝ‌یߊ‌ܥ‌‌ ܢ̣ܝ̇‌ܝ̇ߺیܥ‌‌، ߊ‌ܥܼߊ‌ܝ̇‌ܘ ...

Enemys Embrsce [ part ۲۷ ]

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط