گاه می اندیشم...

گاه می اندیشم...
به تو و آن سرگذشت...
به همان شب که به من میگفتی عهد و پیمان
میان من و تو همچنان روح مسیح
رو به سوی ابدیت دارد...
پس چه شد؟؟هان چه شد؟؟؟
پس چه شد آن همه عشق؟
پس چه شد آن همه شور؟
دیدگاه ها (۲)

عشق , یک چیزِ قشنگیست , خرابش نکنیممعنی اش رنگ و ریا نیست , ...

دلبرا تحریم آغوش تو سخت است و وخیملغو کن، تا من شوم درباغ ان...

ابری میان چشمهایم خانه داردآغوش وا کن تا کمی چشمم بباردامشب ...

دلم عاشق, دلم شیدا, دلم تا قسمتی تنها دلم یک اسمان دارد, به ...

السلام علی المهدی عجل الله

شب ها تو به آسمان خیره میشوی و ستارگان را نگاه میکنی اما من ...

شهید سید مرتضی آوینی:

🚩 شهید سید مرتضی آوینی:عقل معاش می‌گوید؛که شب هنگامِ خفتن اس...

« داستان ما به پایان نرسید اما بدون که تو تمام لحظه هایی که ...

عاشقانه های شبنم

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط