وقتی که رگباری ترین آغوش بودم

وقتی که رگباری ترین آغوش بودم

دست تو مثل سقفْ بالای سرم بود

دیوونه ی خندیدنت بودم عزیزم!

خنده ت شبیه خنده های مادرم بود



| حسین صفا |
دیدگاه ها (۱)

جوونه میگفت : وقتی فصل نوکری تموم میشه ، حوصله‌ی هیچ‌کسی رو ...

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

همسر پادشاه مین

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

عاشقانه های شبنم

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ـــــــــــــوقتی ناخواسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط