تورا نمیدانم...
تورا نمیدانم...
اما امشبمن دلتنگم..!
دلتنگ تو،خودم...!
دلتنگِ آن منِ قبلی...!
دلتنگ آن صدایت...!
اغوش گرمت...!
اما...
اماتوچه؟
اصلا به ذهنت هم خطور میکنم؟؟
فکرمیکنی به منی که دائم برات میمیرد؟ =)
راستش،منکه بعید میدانم...!
[میدانی،نبودنت خیلی هم سخت نیست که بخواهم بمیرم از دردِ دوری...!
اما گاه و بی گاه این دلتنگیه لعنتی نفسم را میبُرد...!
اصلا انگار قصد جانم را کرده!!
اما خب؛طبق معمول هم بازیگر خوبی هستم و هم عادت دارم به بازی های این زندگی!
به امیده فردای روشن تر و بهتر از دیروز؛این شب هارا میگُذرانم...!
اما خب دلبرجان؛صبر و تحمل هم حدی دارد...
لبریز که بشود هیچکس جلودارش نیست...!
در نبودت،در این دلتنگی که جان میگیرد،اگر لبریز شد این صبر لعنتی؛چگونه طاقت بیاورم...!!]
اما امشبمن دلتنگم..!
دلتنگ تو،خودم...!
دلتنگِ آن منِ قبلی...!
دلتنگ آن صدایت...!
اغوش گرمت...!
اما...
اماتوچه؟
اصلا به ذهنت هم خطور میکنم؟؟
فکرمیکنی به منی که دائم برات میمیرد؟ =)
راستش،منکه بعید میدانم...!
[میدانی،نبودنت خیلی هم سخت نیست که بخواهم بمیرم از دردِ دوری...!
اما گاه و بی گاه این دلتنگیه لعنتی نفسم را میبُرد...!
اصلا انگار قصد جانم را کرده!!
اما خب؛طبق معمول هم بازیگر خوبی هستم و هم عادت دارم به بازی های این زندگی!
به امیده فردای روشن تر و بهتر از دیروز؛این شب هارا میگُذرانم...!
اما خب دلبرجان؛صبر و تحمل هم حدی دارد...
لبریز که بشود هیچکس جلودارش نیست...!
در نبودت،در این دلتنگی که جان میگیرد،اگر لبریز شد این صبر لعنتی؛چگونه طاقت بیاورم...!!]
- ۲.۵k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط