با دست هایی برایت مینویسم که دیگر جان نوشتن ندارند...

با دست هایی برایت مینویسم که دیگر جان نوشتن ندارند...
آری دیگر جان ندارم.. دیگر جان ندارم عشق دروغین تورا تحمل کنم.. آری دیگر جان ندارم تا درد به درد هایم اضافه کنم... آری این قلب خسته من دیگر توانایی زجر کشیدن ندارد...
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

من کیستم!

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

آخرینمثل حبیب بن مظاهر در دلش شوق شهادت داشتچشمان اقیانوسی ا...

درود خانومیا🎀راستش فقط خواستم بگم دیگه دوست ندارم اسمات بنوی...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط