این متن خرابم کرد....

این متن خرابم کرد....
در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
(دوست دارم خدام)
افسون(دلارام)
دیدگاه ها (۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

سم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 31 ""ویو جئون آنجلینا"ب...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

Nine

پارت ۶۶معامله نهایی« احمقای کند ! اخرین تیکه اعتباری که پیش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط