چشم مست یار من میخانه میریزد بهم

چشم مست یار من میخانه میریزد بهم
محفل مستانه را رندانه میریزد بهم

دل پریشان میکند امواج گیسوی نگار
تا که موی آن پری بر شانه میریزد بهم
دیدگاه ها (۱)

سفر می‌کردی و کار تو را دشوار می‌کردم که چون ابر بهاری گریۀ ...

♥خدا بهترین نگهبان و مهربانترین مهربانان است.♥

#پست_جدید

#تکست_خاص

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

درد نبودت هر روز با شب تبانی میکند. چشم هایت گاه و ناگاه به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط