در کوچه های شهر شما پرسه می زنم

در کوچه های شهر شما پرسه می زنم
دیوانه وار سر به هوا پرسه می زنم

هر شب به شوق لِی لِی کفش کتانی اش
در کوچه های بی سر و پا پرسه می زنم

در پارک های باکره ، در خنده های خیس
در جاده های رو به خطا پرسه می زنم

چندان غریب نیست اگر نیمه های شب
در روزنامه های شما پرسه می زنم

من هم درست مثل تو وقتی که بی منم
زل می زنم به آینه یا پرسه می زنم

هر شب هزار و سیصد و هشتاد و چند بار
بغض غریب پنجره را پرسه می زنم

من شاعرم ! حقیقت تلخی است شاعری
من در حریق سرد صدا پرسه می زنم

هر شب چو یک ستاره آبی ، شبیه شوق
در خواب هرچه شاه و گدا پرسه می زنم

دنبال آن دقایق معصوم ساده ام
در تیک تاک ثانیه ها پرسه می زنم

در حال ، در محال ، در امروز ، در هنوز
در لحظه های در تو رها پرسه می زنم

دستان من دو شاخه ی خشکیده اند و من
در کوچه باغ سبز دعا پرسه می زنم

چندان غریب نیست اگر نیمه های شب
بر جانماز نافله ها پرسه می زنم

من کودکم به طعم دو گیلاس راضی ام
دنبال چشم تو همه جا پرسه می زنم

ای لحظه همیشه تر از هرچه اتفاق!
گم کرده ام تو را و تو را پرسه می زنم
دیدگاه ها (۱)

واسه‌ت چند تا شمع روی میز روشنه.. کنارش یه شاخه رز صورتییکم ...

شک ندارم که تو مانند خودم دلتنگیبا جهانی جهت دیدن من در جنگی...

خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیرما...

آری می توان عاشق بودمردم شهر ولی می گویندعشق یعنی رخ زیبای ن...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

سناریووووو

مادرم نیست

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط