خود را اگرچه سخت نگه‌داری از گناه

خود را اگرچه سخت نگه‌داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه

هرلحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه

گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!

سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه

بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه♥♥♥♥♥♥♥
دیدگاه ها (۱۵)

تنت...به دشت گل های وحشی می ماند:معطر و ناشناختهبوسه ام...هر...

ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ و ﻣﻦﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻓﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﺸﻮﻡﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ...

ﺩﻟﻢ...ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ؛ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ ؟ﺑﻬﺎﻧﻪ..ﻫﻤﺎﻥ ﺍ...

ﭼﻨﺪ وﻗﺘﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﺮدم ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﻬﺘﺮ از ﺳﮑﻮت ﭘﯿﺪا ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

My lovely neighbor part : 64

You are paying back karma ¹⁰پارت¹⁶:⁰³آلفا به آرومی در اتاق ب...

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش هم...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

پارت سوم و گفت که بعدا میبینمتمامان : ( خب اوه گفتی که بعدا...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.9 کوک:خوبه*لبخند ک...

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط