خسته ام ...!

خسته ام ...!

خسته ی نبودنت ...!

خسته از روزهایی که بی تو شب میشود ...

و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند...

و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...!

میگذرد ...!

میگذرد و باز هم میگذرد ...!!!
دیدگاه ها (۱۳)

اشک هایم را کجا خواهی نوشت

همین الان یهویی داخل اتاق مطالعه

سلام.تازه واردم لایک و دنبالم کنین تا جبران کنم. مرسی

خدایا این همه استخوان؟ چرا دلم؟

هعی! ولی !یه شب که خیلی مست بودم؛ میام و می‌نویسم ؛ تو کی بو...

"چه کسی میداند؟؟؟که تو در پیله ی تنهایی خود،تنهایی!!چه کسی م...

سلام، ستاره‌ی آسمانم...هفت ماه گذشته و هنوزشب، بوی نبودنت را...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

🌙 شامگاهی دیگر به شکرانه نعمت امنیت و آرامش...خدایا به پاس ش...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط