دُخترۍ که شَب و روزِش شُده نِشستَن تو کُنجِ اتاقِش و گِری

دُخترۍ که شَب و روزِش شُده نِشستَن تو کُنجِ اتاقِش و گِریه هایۍ که با هَر قطرَش از چِشاش مۍ افتۍ!!!
اما این توِ لَعنتۍ اِنقد کُله وجودِشو پُر کردۍ کِه تا آخَرین نَفسم گِریه کُنه تَموم نمۍ شۍ^^
|
دیدگاه ها (۲)

The Last Shadow

دامیان از فروشگاه اومد بیرون و دید آنیا هیچ جا نیست برای یک ...

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

......//برده ی زیبا//......

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰یک ماه بعد...رینا گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط