شب اگـــــر باشد و

شب اگـــــر باشد و
مِــــے باشد و
من باشم و تــــــو

بــــہ دو عالم ندهم
گوشـــہ ے تنـهـایــــے را

‌‌
دیدگاه ها (۲)

بهش گفتم سردمِ گفت برگرد خونهنفهمید بغلشو میخواستم...

خستم از حال ُ‌هوایی که به این ویرانیست...

گـــــــر بگویــــــــــم با خیالتــــــ تا کجاهـــــــــا ر...

من از تمام این دنیاعشق می‌خواهم و مستی شعر،گل های شمعدانی پش...

و اگر زندگی من یک کتاب بود، صفحه‌ی 'تو' گوشه‌ای خمیده داشت.

‹ گمان می‌کردم آنکه دوستم دارد، حتی اگر غرق در تاریکی‌هم باش...

تنهایی دوست داشتنی نیستاما خواستنی‌تر از تمام«دوستت دارم»‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط