وقتی که پلک پنجره‌ها باز می‌شود

وقتی که پلک پنجره‌ها باز می‌شود
چشم غــزل به آمـدنت ناز می‌شود

آبــی ‌تر از تغـــزل باران شـــود دلم
وقتی که لحظه، لحظه‌ی پرواز می‌شود

در من حلول کرده خزان بی حضور تو
اردیبهـشت‌ها ز تو آغاز می‌شود

در لحظه‌های روشن باران و ناودان
کوچه پراز طراوت آواز می‌شــود

باران که از حضور شما شاعرانه شد
با آفتاب چشم تو دمساز می شود
دیدگاه ها (۱)

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

پلک زدن هم گاهی زیادی طولانیست، وقتی دل از تماشای یک نگاه سی...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

نقطه ی آرامش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

مردی که در کنارم بود

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط