همه ی‍ اشک‍ هآ از چشم‍ ها نمیاد ، همه ی‍

همه ی‍ اشک‍ هآ از چشم‍ ها نمیاد ، همه ی‍

  خودکشّی‍ ها ‍خون و خفگیٓ‍ ندار‍ہ ، ‍ی‍ِ

  وقتایے [فکر مے کنٖم‍ فکر مے کنم‍ فکر

 مے کنم] ، ‍مغزم جیغ میزنہٕ عربد‍ہ

 میزنہ بآ گرّیہ میگہ خٖفہ شم‍ ‍و من باز

 [فکر مے کنم فکر مے کنم فکر مے کنم]

  فرد‍ا صبح‍ نہ جاے تیٓغی‍ هسْت‍ نہ

 کبود‍ی‍ٕ ! ‍وَ نَ حتےٰ لازم‍ بِ شست‍ ‍و‌ شوی‍

 معدٓ‍ہ ، همہ ے ‍عْشک ‍هآ از چشم‍ ها

  نمیادٌ ، همہ ی خودکش‍ی‍ ها ‍خونّْ و

خَفگے نداره ![..]

-مرآ_جان
#پار‍آدوکش
دیدگاه ها (۸۰)

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

✨عشق سلطنتی ✨ پارت ۱

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p39یکی‌یکی، چشم‌های سرخ بین درخت‌ها ناپدی...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط